تبلیغات
Parasarica پره سریکا - اسطوره یا ایزد سیاگالش

همه چیز در مورد پره سر

 
 
دوستِم‌ گرچ‌ِ اِم‌ دنیان‌َ خشیمون‌           هَم‌َ دلدادَه ی‌ ام‌ دلكشیمون‌

چ‌ِ فایده عاقبت‌ با حسرت‌ و درد            دنیاكا كوچ‌ بَكَردیمون‌ بشیمون‌


استفاده از مطالب این وبسایت فقط با ذکر منبع مجاز میباشد!

دوستان لطفا حتما مارا از نظرات ارزشمند خود بهره مند سازید!


parasarica.ir


parasarica@gmail.com

:: خبر: طاووسک پره سر به زیستگاهش برگشت
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 16
:: شرکت چوکا
:: تحریف نام ایسپیه مزگت
:: ایسپیهَ مَزگَت (مهندس رامین باباپور شکره دشت)
:: گالری تصاویر: ایسپیه مزگت
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 16
:: دیوار 47 پره سر
:: خبر : نگرانی از تخریب جنگل های گیلان با ساخت سد شفارود (+جوابیه)
:: آشنایی با سد مخزنی شفارود
:: یک دانستنی از سه شنبه بازار
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 15
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 14
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 13
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 12
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 11
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 10
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 9
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 8
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 7
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 6
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 5
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 4
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 3
:: آموزش: ضرب المثل تالشی 2
:: اسطوره یا ایزد سیاگالش
:: گیاهان مناسب منطقه پره سر (3)
:: گیاهان مناسب منطقه پره سر (2)
:: گیاهان مناسب منطقه پره سر (1)
:: تالش چه ندارد!


اسطوره یا ایزد سیاگالش
نظرات |

گوش یا گوشورون یا گئوش یا گئو یا سیاگالش به معنی گاو یکی از نام‌های ایزدِ نگهبان چارپایان است. در یسنا هات ۲۶ روانِ گوشَ نیک کُنشی مورد ستایش قرار گرفته‌است. یشتی از کتاب یشت‌ها به نامگوش‌یشت یا دُروسَپ یشت در ستایش این ایزد است.


ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه آورده: روز چهاردهم (ماه دی) روز گوش است که آنرا سیرسور نیز می‌نامند. در این روز ایرانیان سیر و شراب می‌خورند و سبزی‌ها را با گوشت‌هائی که استعاذه از شیطان بر آن خوانده‌اند، می‌پزند و سبب این است که شیاطین (دیوان) را که پس از قتل جمشید چیره شده‌بودند، مردم ایذاء آنان را دفع کردند و از قتل جمشید حزین گشتند و سوگند یاد کردند به چربی نزدیک نشوند و اینکار در ایشان سنت ماند. ایزدگوش از همکاران امشاسپند بهمن است. به گفتهٔ بندهش گیاه میزورس به ایزدگوش تعلق دارد.


سیاگالش

اسطوره یا ایزد سیاگالش از جمله دیگر نام های ایزد گوش یا گئوشورون است که در بین مردمان تالش و غرب و جنوب غرب دریای مازندران رواج دارد. شگفت این که در بین مردمان گوشه و کنار کشور ایران ، اسطوره سیاگالش فقط در فرهنگ تالشان و گالشان باقی مانده و اعتقادات مربوط به این فرشته ظاهرا در دیگر جاها خیلی وقت پیش از خاطره ها زدوده شده است.


پژوهشگری راجع به سیاگالش در فرهنگ کوهنشینان گیلان می نویسد : "سیاگالش ، نام چوپانی جنگلی است که نیمه وحشی است. با سایر مردم آمیزش ندارد و گله ی گاو وحشی به دنبال دارد. محل اختفای او در جنگل ، معروف است که پناهگاه جانوران است. در قلمرو او نباید به حیوانی آزار برسانند و یا شکار کنند. کسی که جرات این گستاخی را داشته باشد ، سیاگالش او را کیفر می رساند ، خوف و وحشت در جانش می ریزد. چه بسیار دیده شده است شکارچی به اعتقادی که شبانگاه به دنبال جانوران به محوطه خیالی سیاگالش رفته است. به هنگام سپیده دم ، مرده این صیاد را پیدا کرده اند ، در حالی که از وحشت چشمانش از حدقه بیرون گشته است و یا آن کسان که جاموران را آسیبی می رسانند ، بدبختی دامن گیرشان شده و زندگیشان به تباهی کشیده شده است. در ضمن معروف است که روز جمعه بازار ، سیاگالش به هیئت پیرمردی در این بازار حضور می یابد و کره یا ماست می فروشد. هر کس از او کوزه ای ماست یا قالبی کره بگیرد ، این محصولات هرگز در خانه تمام نمی شود. به نظر جنگل نشینان ، سیاگالش ممکن است به شکل حیوانی در آید به هیئت گاوی درشت چشم ، تیزسم ، بلند شاخ و یا ورزای پر هیبت میانسالی جلوه نماید."

اسطوره درباره پیدایش جهان و ماهیت پدیده های غیرقابل درک این عالم (از نظر انسان ابتدایی)، همچون خورشید، ماه، باران، رعدوبرق و… توضیحاتی ارائه می کند کاری که امروزه، علم برعهده گرفته است این توضیح موجب آرامش روح انسانهای بدوی می شود که در غیر اینصورت، برخورد با طبیعت وحشی، موجب هراس او می شود ریشه اسطوره را در تمایلات ناخودآگاه ریشه دار در اعماق روان انسان می توان دید که بتواند توضیحی برای حوادث اطرافش بیابد اسطوره، این توضیح است مطالعه اسطوره ها کمک می کند از زمان انسان متمدن که تا این حد دور از طبیعت زندگی می کند به عفب برگشته و زندگی مردم ابتدایی را که در دامان طبیعت می زیسته اند بررسی کنیم اینطور استنباط می شود که هنگامی که این افسانه ها ساخته و پرداخته می شدندتفاوت زیادی بین امور حقیقی و مجازی گذاشته نمی شد.

 

در فرهنگ بومی منطقه اشکورات، سیا گالش نوعی فرشته یا جن است که حافظ و حامی حیوانات جنگل می باشد. واژه سیا گالش متشکل از دو جزء سیا ، سیاه به معنای کسی است که، دارای چهره ای سوخته و از لباس یا پشمینه ای سیاه استفاده میکند و  گالش چون بیشتر به کار چوپانی مشغول است، به این نام معروف است. سیا گالش در نظر مردم شخصیتی مهربان دارد که تمام انسان ها و حیوانات را دوست داشته و حافظ و نگهبان آن ها است و در مشکلات آن ها را یاری می کند .

 

سیاگالش در بیشتر جاها حامی گوزنها شمرده می شود بویژه آنجایی که شکاربانان یرای شکار گوزن به کوهستان می روند. اعتقاد بر این بود که سیا گالش در جنگل زندگی می کند ولی کسی او را نمی بیند مثل جن و از گنجه گاو (گوزن )نگهداری می کند.ترجمه ی فارسی و خلاصه ی این اسطوره در شماره ۲۴ و ۲۵ مجله گیله وا آمده است، روزی  یک  شکارچی  برای شکار گوزن به جنگل رفت. در میان جنگل گوزن نری را دید، تعقیبش کرد و چون نزدیک رسید تیری رها کرد. تیر به گوزن ماده ای خورد و گوزن نر گریخت . شکارچی ناراحت شد و گوشه ای خوابید. وقتی بیدار شد شب شده بود، خواست به خانه برود که دید آن دور و بر کلبه ای است و در آن مردی زندگی می کند . جلو رفت و پرسید می توانم امشب را پیش شما بمانم. مرد تعارف کرد و او به داخل کلیه رفت . مرد برای شام کاسه ای شیر برای شکارچی آورد. شکارچی دید داخل شیر لکه های خون است. علت را پرسید.

مرد گفت : بی انصاف تو امروز گوزن ماده ی مرا که تازه زائیده بود ، تیر زدی و زخمی کردی .

شکارچی  تعجب کرد و گفت : ولی گوزن  را که نمی شود دوشید ، شاید با تله آنرا گرفته باشی.
مرد به شکارچی گفت : بیا از پنجره نگاه کن .

شکارچی از پنجره بیرون را نگاه کرد و دید حیاط پر از گوزن است . شکارچی پرسید : این همه گوزن را از کجا آورده ای ؟
مرد گفت : من نگهبان گوزن ها هستم و تو باید بدانی که نباید شکار بی موقع بکنی . صبر کن وقت شکار برسد خودشان در تیر رس تو قرار می گیرند .
شکارچی صبح فردا عازم خانه می شود و دیگر از پی شکار نمی رود …

آن مرد سیا گالش و نگهبان حیوانات بود. متن زیر چکیده ی مقاله ی اسطوره ی سیا گالش در کتاب چکیده مقالات همایش ملی اشکور شناسی از هوشنگ عباسی سردبیر مجله گیله وا می باشد .

 

اسطوره ، جهان بینی و دانش شهودی و بینش جوامع ابتدایی از جهان و هستی ست . با همه تحولاتی که در عرصه های مختلف زندگی بشر اتفاق افتاده ، اسطوره هنوز کارکردهای اجتماعی خود را حفظ نموده است. سیاگالش یکی از اسطوره های جنگل نشینان و دامداران تالش و گالش به ویژه در مناطق شرق گیلان و اشکور است ، بر اساس این باور سیا گالش فرشته ی نگهبان و حافظ و نگهدار چارپایان جنگل است ، سیا گالش شباهت زیادی به ایزد گئوشورون در منابع مذهبی و باستانی ایران قدیم دارد . برخی نیز آن را به گیل گمش پهلوان و قهرمان سومری بی شباهت نمی دانند.
سیا گالش نام یک چوپان جنگلی ست که با سایر مردم آمیزش ندارد و گله های گوزن و گاوهای وحشی را هدایت می کند و کسانی را که به حیوانات آزار می رسانند ، تنبیه می کند و به مجازات می رساند ، او همچنین گاوهای سرکش و مردم آزار را به کیفر می رساند . سیا گالش در روزهای جمعه بازار به هیأت یک گالش در بازارها ظاهر می شود و کره و ماست و پنیر می فروشد و هر کس از او کوزه ای ماست یا قالبی کره و پنیر بخرد ، این محصولات هرگز در خانه ی او به پایان نمی رسد .
روایت های مختلفی از سیاگالش در میان دامداران گیلان  وجود دارد که بیانگر اعتقاد به این فرشته ی خیالی است.
به عبارتی سیاگالش حامی حیواناتی چون گاو، گوزن، گوسفند و حتی انسانهاست اما شکارچیانی را که صید بی رویه می کنند کیفر می دهد سیاگالش تنها به نگهبانی از حیوانات اهلی که از جنگل و چوپان دور شده اند نمی پردازد بلکه از حیوانات وحشی نیز حمایت می کند جکتاجی دو گونه روایت از سیاگالش نقل کرده است، مردی به شکار گوزن می رود و سیاگالش به حمایت از آن، مرد را تنبیه می کند. مردی گاوهایش را در کوهستان و برف ناگهانی رها می کند تا خود را نجات دهد بعدها در می یابد که گاوهایش زنده اند و سیاگالش از آنها محافظت کرده است.

 

 

روایتی دیگر از سیا گالش، چوپانی تعدادی گاو داشت ومثل هرسال گاوهایش رابرای پروارشدن به ییلاق می برد. آن سال پیرمرد چوپان دیرتر قصد برگشتن نمود. لذا دربرف زود هنگام محاصره شد و برای نجات جان خود ، گاوهایش رادر برف رها کرد وبا دلی خونین به روستا ی خود بازگشت. روزهای تلخ زیادی برپیرمرد گذشت تااینکه یک روز اول بهارچند شکاربان به او خبردادند که گاو های اورا درییلاق دیده اند. پیرمرد حرف شکاربان ها راباورنکرد گفت، من آن قدردنیا دیده ام که بدانم زمستان ییلاق چقدرسرداست. پس چطورگاوهای من زنده وسالم مانده اند ؟ اماهر کسی که از ییلاق آمد همین را می گفت. پس چوپان به سمت ییلاق به راه افتاد ودید که گاوهایش چاق وپروارشده اند ومرد چوپانی درکنارآنهاست . پیرمرد فهمید که او سیاگالش است پس بسیار خوشحال شد واصرار کرد که یکی ازگاوهایش رابه سیاگالش انعام بدهد . سیاگالش که پافشاری مرد رادید گفت، آن کل( گاو نر) سیاهت رابه من بده پیرمرد چوپان باجان ودل کل سیاه رابه سیاگالش پیشکش کرد، ازآن زمان آن ییلاق به سیاه کل (سیاهکل) معروف شده ست.
صادق هدایت  از سیا گالش  به عنوان چوپان نیمه وحشی جنگلی و صاحب گله ی گاوان وحشی نام می برد که با مردم عادی آمیزش ندارد و جایگاه زندگی اش در دل جنگل های دور از دسترس است . کار او پناهگاه دادن به حیوانات ، به ویژه جانوران حلال گوشت و قرقگاه طبیعی جنگلی است . اگر در محدوده ی زندگی سیا گا لش کسی شکار کند و یا به جانوران آزار برساند ، سیاه گالش اورا به سختی تنبیه می کند . به نوعی می توان این اسطوره را جلوه گاه احترام مردمان بومی به طبیعت و حیات وحش و تقدس قائل شدن برای آن دانست.

 

 

پاره ای از اعتقادات مربوط به سیاگالش از این قرار است، برای دیدن سیاگالش باید نیت پاک داشت سیاگالش ممکن است به صورت حیوانات درآید ولی معمولا به شکل چوپان جوان بلندبالا و سیه چرده ای ظاهر می شود او دشمن شکارچی هاست هروقت حیوانی به ویژه گوزن در خطر انسان قرار بگیرد سیاگالش بر آن انسان ظاهر می شود سیاگالش اگر با خوشی بر کسی ظاهر شود او را خوشبخت می کند و اگر بر کسی خشم بگیرد او را آزار می دهد وقتی سیاگالش بر کسی ظاهر می شود اگر آن شخص، او را بشناسد هرچه از خداوند بخواهد برآورده می شود سیاگالش به هرکس نظر کند زندگی پربرکت پیدا می کند گاهی سیاگالش به صورت پیرمردی با لباس پشمی گالشی ظاهر می شود اگر سیاگالش به کسی تخم مرغ بدهد و او آن را در انبار برنج بگذارد آن برنج هرگز تمام نمی شود کسی که سیاگالش را ببیند رمه گاو و گوسفندانش زیاد می شود افسانه ای وجود دارد که در کوره ها کوگل مرز در دهستان عمارلو گاونری سرگردان است در اوایل بهار که گاوها را به ییلاق می برند گالشها اغلب صدای او را می شنوند معتقدند که این گاو نسبت به صاحبش نافرمانی کرده و سیاگالش او را رانده است در میان شکارچیان مناطق دیلمان و تالش به گوزن (در بعضی مواقع، بز) موسوم به سیاگالش که نگهبان و حافظ حیوانات است باور دارند به همین جهت از شکار این حیوانات خودداری می کنند.

 

 

به نوعی می توان این اسطوره را مربوط به جوامع مبتنی بر شیوه تولید و معیشت شبانی، قلمداد نمود. این ساختار اجتماعی – اقتصادی، مبتنی بر پرورش دام و حیواناتی نظیر گوزن، گاو نر، بز وحشی و…. می باشد بنابراین از این منظر این اسطوره به منظور حمایت و حفاظت از وسایل اکتساب معیشت در این شیوه تولید، ایفاء نقش نموده و کارکرد آن در این راستا ارزیابی می شود. به عقیده مالینوفسکی، اسطوره، کارکرد اجتماعی مهمی برعهده دارد که مشروعیت بخشیده به نهادهای اجتماعی است بنابراین پدیده اسطوره چون کارکرد دارد پس همین کارکرد، ضامن تداوم و بقای آن است. به اعتقاد مالینوفسکی، اسطوره، یک عنصر لازم و حیاتی زندگی انسانی است چیزی است که جامعه انسانی، به آن نیاز دارد و بدون آن نمی تواند کار خود را پیش ببرد جامعه، جایی برای باوه سرایی و مهمل بافی ندارد حتی در مواردی که به نظر می رسد. معنای محصلی از اسطوره برنمی آید معنای عملی و پراگماتیک آن این است که کار و کردار افراد انسانی را – که درنهایت ضامن بقای آن است- توضیح می دهد و مشروعیت می بخشد اسطوره شناسی مالینوفسکی، بر این ایده استوار است که اجتماع بشری، یک کل واحد و زنده است. در این کل، هیچ چیزی یاوه و بیهوده نیست و به همین دلیل، اسطوره هم با آنکه در ظاهر ممکن است یاوه به نظر بیاید در واقع از لحاظ تاریخی و اجتماعی، کارکردها و تاثیرات مهم و معینی، بر عهده دارد اسطوره، شانی از شوون گوناگون زندگی انسانهاست و نیازهای معینی را برآورده می نماید چنانکه امور جامعه بدون آن نمی گذرد این بیان نظریه کارکردی (فونکسیونالیستی) درباره اسطوره است که مالینوفسکی از مشاهده زندگی و آئینهای بومیان جزایر تروبریاند و از تجزیه و تحلیل اسطوره های آنها که لیلی ئو نام دارند به دست می آورد.
در فرهنگهای بومی، انسان به اندازه نیازش از طبیعت، بهره می برد و نه زائد بر آن. در دنیای سرمایه داری است که انسان حریص و طماع از طبیعت به منظور اکتساب و انباشت سود بهره جسته و موجبات تخریب زیستبوم را فراهم می سازد این اسطوره، به نوعی بیانگر بهره برداری مفتصدانه بومیان از منابع و مظاهر طبیعت به قدر مکفی و نه فراتر از آن است. به گونه ای که چرخه طبیعی بازتولید جانوران را مهدوش نسازد.
سیاگالش احتمالا بازمانده اسطوره های کهن اقوام گیل یا تالش است و به نوبه خود در این فرهنگها نماد ذهنی نیازهای مادی مردمی است که معیشت شان مبتنی بر دامداری و شبانی است. همچنین می توان مضمون این اسطوره رابه نظام پدرسالار و درونی شدن سازوکارهای آن در اذهان انسانهای اولیه منسوب نمود. سیاگالش به واقع نقش پدرسالار و فرمانروا را در لایه های زیرین ناخودآگاه جمعی بومیان ایفاء نموده و متخطیان را به مجازات می رساند

 

 

منابع:

فاطمی،سعید. اساطیر یونان و روم یا افسانه خدایان

جغرافیای تاریخی اشکور، حسن یگانه چاکلی

کتاب چکیده مقالات همایش ملی اشکور شناسی

دریابندری،نجف. افسانه اسطوره

ارشاد، محمدرضا. گستره اسطوره، انتشارات هرمس ۱۳۸۲



مرتبط با : زبان تالشی آثار تاریخی
برچسب ها : سیاگالش-اسطوره سیاگالش-داستان سیاگالش-افسانه سیاگالش-پره سر-بخش پره سر-شهر پره سر-
نویسنده : امین
تاریخ : جمعه 6 آذر 1394
زمان : 11:51 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
BHW چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:37 ب.ظ
Thanks very nice blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر